محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
153
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
بكشيد و اسير كنيد و بياريد تا مرا سوگند راست شود . ايشان به در مدينه آمدند سپيده دم به محلتى دور از شهر و آنجا كشتزارى بود و آنجا مردى از انصار نام وى معبد بن عمرو با چند مزدور كار مىكردند . ايشان را بكشتند و خانه اى چند بود بدان محلت اندر ويران كردند و آتش اندر زدند و هم آن ساعت باز گشتند ، و كس را نيافتند كه اسير كردندى . و خبر به مدينه آمد كه بو سفيان به تن خويش به جنگ آمد و طلايهء او آمدند و دو تن را از انصار كشتند و خرابى بسيار كردند . پس پيغمبر چون آن بشنيد ، هم اندر آن روز بر نشست و از مدينه بيرون آمد با دويست سوار ، و تاختن كردند بر بو سفيان . بو سفيان چون از آن خبر يافت بگريخت هم آن شب ، و به تاختن برفت . پيغمبر از پس او بتاخت و سه روز همى تاخت و نيافت . روز سوم باز گشت . و بو سفيان [ و لشكر ] چون بگريختند برفتند از مكه زادى كه بر گرفته بودند انبانهاى پست بود كه داشتند ، چون مىگريختند مىانداختند از بهر سبكبارى و تعجيل كه مىگريختند . پس ياران پيغمبر عليه السّلام آن انبانهاى ايشان پر از پست مىيافتند بر راه و بر مىگرفتند ، و اين غزو را از بهر آن غزو السّويق خوانند . پس پيغمبر عليه السّلام به مدينه باز آمد از ذى القعده چند روز مانده بود ، باقى ذو القعده به مدينه بود و ذو الحجّه ده روز بگذشت و نماز عيد اضحى بكرد و آنجا گوسفند بفرمود كشتن و دو گوسپند به دست خويش بكشت ، و نخستين عيدى كه در وى نماز عيد كردند اين عيد بود . و ماه ذى الحجّه تمام برفت و پيغمبر هم به مدينه اندر بود و به ماه محرّم نيز همچنين و بدين دو ماه اندر نپرداخت . پس اوّل ماه صفر به غزو ذى أمرّ بيرون شد . خبر غزو ذى أمرّ و كشتن كعب بن الاشرف پس پيغمبر را عليه السّلام خبر آوردند كه گروهى عرب از بنى سليم و بنى غطفان گرد آمده اند به جايگاهى كه آنجا ذى امرّ خوانند . پيغمبر ترسيد كه ايشان بر مدينه شبيخون كنند ، و بر پنج روزه راه بودند از مدينه . پيغمبر عليه السّلام اول ماه